Saturday, 25 December 2010

تي تي و شام

بدو بدو رفتم دمپایی رو برداشتم و برگشتم کوبیدم تو سر سوسک …ای‌ کلی‌ چندشم شد . دو تا پر دستمال کاغذی کشیدم از توی جعبه  بیرون که لاشه سوسک رو  باش جمع کنم . رومو که برگردوندم دیدم تی تی داره کف زمینو می‌لیسه . اثری از سوسک نبود …جیغ کشیدم سرش وای نه تی تی، فرار کرد پشت مبل … منو باش که واست تن ماهی‌ میخرم…پشت مبل دنبالش سرک کشیدم داشت پنجه هاشو میلیسید …به نظر شام بدی نبوده

1 comment:

  1. داره از گربه ها خوشم میاد!!ـ
    حیف خونم سوســــــک نداره! p:

    ReplyDelete