Sunday, 26 August 2012

دست‌ها، دست‌ها


 
و چشمها انگار همه چیز را می‌گفتند...
دست‌ها، دست‌ها
دستهایی که به مهربانی میفشارند,
دستهایی که به نفرت دشنه می‌‌زنند.
دستهایی که گندم میکارند,
دستهایی که خشخاش درو میکنند.
دستهایی که اشک‌ها را می شویند,
دستهایی که سیلی میکوبند.
دستهایی که در آغوش میگیرند,
دستهایی که جدا می کنند.
دستهایی که می سازند,
دستهایی که ویرانگرنند.
دست‌ها،دست‌ها، رقصندگان آوازه خوانی اندیشه اند اما
اندیشه ها، اندیشه ها
اندیشه‌ها را باید مرور کرد
و چشمها انگار همه چیز را می‌گفتند...
 
 
 
 
 
 
 
 


No comments:

Post a Comment