Friday, 23 September 2011

تمام پاییز‌های من




پاییز که می‌‌آید
من شوق دخترکی هفت ساله را آبستنم
و دلم ابر باران زاست
که از پس بادهای خیال انگیز میرود
به درخت خرمالو خانهٔ پسر همسایه
.که پر بود از رسیدن و چیدن
،پاییز
در خیال من انگار همیشه جائی‌ کسی‌ بود
مملو از هیجان تندر
از جنس باران 
با یک سبد خرمالو 
...کسی‌ که بوی نارنج می‌‌داد






No comments:

Post a Comment